![]() |
![]() |
|
| چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش |
|
نوروز رسید و طبیعت جشن 4 میلیاردیومین سالگرد آغاز سفرش به دور خورشید را گرامی میدارد. سفری که گویا پایانی ندارد و در مقایسه با عمر ما آدم ها انگار که هیچ گاه آغازی هم نداشته است. (زمین دیگر مسیرش را از بر است، آخر 4 میلیارد بار این مسیر را رفته) شاید بارها در مناسبت های مختلف درباره اندازه ها و فواصل نجومی صحبت شده است، مثلا حتما شنیده اید که خورشید 1 میلیون برابر زمین است و ستاره هایی در همین کهکشان داریم که بیش از یک میلیون برابر خورشیدند و یا برای اینکه نور نزدیک ترین کهکشان به کهکشان راه شیری به مابرسد باید بیش از 5/2 میلیون سال در راه باشد. و حتما از شنیدن این مثال ها و مثال های دیگر به کوچکی فوق العاده زیاد نوع بشر و حتی کره خاکی زمین در برابر دیگر کاینات جهان پی برده اید. حال بیاییم به مناسبت اتمام یک سال خورشیدی و آغاز یک سفر 365 روزه ی دیگر به دور خورشید جهان را از بعدی دیگر بررسی کنیم، بیایید ببینیم عمر بشر در مقابل عمر زمین، منظومه شمسی، کهکشان و یا خود جهان چقدر است. حالا که میدانیم ما در جهان در بعد فضا تقریبا جایی را اشغال نکرده ایم یا حداقل بسیار کوچک و ناچیزیم چقدر از عمر کیهان را در طول تاریخ موجودیتمان در جهان هستی تجربه کرده ایم و یا به عبارت دیگر چقدر از دفتر تاریخ جهان به ما مربوط می شود؟!!! من می خواهم به جای آنکه سر شما را با اعداد و ارقام سال ها به درد بیاورم از مثالی برای تبیین و مقایسه ی عمر انسان با عمر جهان و دیگر اتفاقات مهم کیهان استفاده کنم. برای اینکه بتوانیم مقیاس درستی از عمر پدیده های مختلف داشته باشیم بیاییم تمام 15 میلیارد سال عمر جهان تا به همین لحظه را در یک تقویم 365 روزه جا بدهیم به این صورت که ساعت 00:00 روز اول فروردین میشود لحظه ی انفجار بزرگ و آغاز جهان هستی و ساعت 24:00 روز 29 اسفند هم دقیقا همین الآن است که شما در حال مطالعه ی این مطلب هستید! قبل از نگاه کردن به تقویمی که ما بر این اساس آماده کرده ایم که چنین مقیاسی را داشته باشد و وقایع مختلف کیهان در آن بنا بر همین مقیاس مشخص شده است خودتان تاریخ وقایعی چون تشکیل کهکشان ها، تشکیل خوشه های کهکشانی، تشکیل منظومه شمسی و پیدایش حیات در زمین را حدس بزنید. مثلا آیا می توانید بگویید در چنین تقویمی که انفجار بزرگ در روز اول فروردین اتفاق افتاده و الآن هم لحظه ی آخر سال است، پیدایش اولین انسان ها در چه تاریخی (چه ماه و چه روزی از سال) اتفاق افتاده است؟ اول مهر ماه، ساعت 5 بعد از ظهر دوم بهمن ماه یا اول ماه اسفند؟!!! بیشتر از این معطلتان نمی کنم این هم از سر رسید کیهانی ما: 1 فروردین – انفجار بزرگ و تولد جهان (15 میلیارد سال پیش ) 18 اردیبهشت – تشکیل کهکشان ها ( 13 میلیارد سال پیش ) 12 خرداد – تشکیل خوشه های ستاره ای ( 12 میلیارد سال پیش ) 10 آذر – تشکیل منظومه شمسی ( 5/4 سال پیش ) 22 آذر – پیدایش اولین گونه ی حیات در کره زمین ( 4 میلیارد سال پیش ) 5 دی – پیدایش اولین جانداران هوازی کره زمین ( 5/3 میلیارد سال پیش ) 16 اسفند – پیدایش حیوانات و گیاهان بر روی خشکی ( 560 میلیون سال پیش) 23 اسفند – پیدایش دایناسورها ( 248 میلیون سال پیش ) 29 اسفند ساعت 23 و 53 دقیقه – پیدایش اولین دوپاهای شکارچی (200 هزار سال پیش) 29 اسفند ساعت 23 و 59 دقیقه – پیدایش انسان های اولیه ( 30 هزار سال پیش) 29 اسفند ساعت 23 و 59 دقیقه 50 ثانیه اختراع خط و آغاز تاریخ – (5 هزار سال پیش) چند نکته ی بسیار جالب از این سر رسید بدست می آید که می توان به آن اشاره داشت:
جهان بیش از حد پهناور و بسیار پیرتر از حد تصور و خیال نوع بشر است پس چه راست گفت که: ((و در روی زمین با غرور راه مرو، به درستی که هرگز زمین را نخواهی شکافت و در بلندی به کوه ها نخواهی رسید)) "اسراء- 37" برای اینکه این تاریخ ها را به یاد داشته باشید می توانید گردونه ی زیر را دانلود و سپس بریده و روی هم سوار کنید و با خودتان همراه داشته باشید. این هم از عیدی ما! نوروزتان پیروز (راستی مطلب فوق در شماره 60 خبرنامه داخلی انجمن نجوم مشهد هم چاپ شده است!) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 12:46 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
ز کوي يار ميآيد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشاني به گلزار آي کز بلبل غزل گفتن بياموزي طريق کام بخشي چيست ترک کام خود کردن کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي سخن در پرده ميگويم چو گل از غنچه بيرون آي که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 14:56 توسط Sky Watcher 5 milimetri |
|
|
سلام، ما هم فرارسیدن این عید زیبا را به تمام دلتا قیفاووسی ها، اسکای واچرها و هر موجود دیگری که وقتی زمین برای یک میلیونیومین بار به نقطه برابران می رسد، دلش پر از شور و شادی می شود و برای زمین و آسمان دعا می کند تبریک می گوییم! سال نو مبارک!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 14:52 توسط Sky Watcher 5 milimetri |
|
|
و اما ادامه....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پس فهمیدم که گاهی "کوچک زیباست" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 7:11 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
سلام، به دورتان نگاه کرده اید؟ چیزی که باعث شد امروز سراغ نوشته هایم بیایم و تازه همان اول(مثل یک اسکای واچر زمینی بی نزاکت!) به جای احوال پرسی یک سوال ظاهرا بی ربط بپرسم، حرف هایی بود که دوست قد بلندم به من زد! دوست من موجود عجیبی است چون پهنای باندی که در آن کار می کند کمی از من بیشتر است و می تواند امواج رادیویی تقویت شده را هم بگیرد. البته من تا امروز خیلی از این کارش خوشم نمی آمد چون زمین پر از وزوزهای رادیویی مزاحم است و اگر یک دوست بلند قد داشته باشی که در همان طول موج کار کند دائم مجبوری حرف های خنده دار و بی ربط فرستنده های مختلف را بشنوی، یا بدتر اخباری مثل اینکه: اسکای واچر امروز هوا ابری می شود، اسکای واچر امروز خورشید طغیان کرده مواظب صفحه های خورشیدی باش،... او به من گفت:" اسکای واچر توی این مدت چقدر همه چیز تغییر کرده!" من بی اعتنا پاسخ دادم" می بینم، خورشید نزدیک بروج بهار است(البته از زمین)، 6 ضلعی زمستانی هم دارد افول می کند، ولی من اصلا این موضوع را دوست ندارم!" گفت:" نه بابا!! می شود دریچه هایت را روی ارتفاع صفر تنظیم کنی؟!" من مودبانه جلوی خودم را گرفتم که به او نگویم احتمالا داری یک موج اشتباه دریافت می کنی، و کمی سرم را کج کردم! نفسم در سینه حبس شد!!!! فریاد زدم:" چه زنبور بزرگی!...من یادم رفته بود حشرات زمین سال به سال بزرگتر می شوند ! ... آخ!...." دوستم به من سقلمه ی محکمی زده بود! "اسکای واچر، زنبور که از اینجا دیده نمی شود! باید چشمی ات را عوض کنی!" و من چشمی ام را عوض کردم، با کمترین بزرگنمایی! و نگاه کردم! وای خدای من!!! زمین سبز بود! کوه ها کلاه برفی به زمین گذاشته ، علف ها قامت راست کرده بودند، گلهای وحشی قرمز و زرد و بنفش ولوله می کردند و نهال کوچکی دقیقا کنار دوستم با امید و آرزو دست به سمت آسمان و خورشید مهربان دراز کرده بود! حالا فهمیدم او داشت راجع به چی حرف می زد! ای حامی بزرگ من، زمین، چقدر تغییر کرده ای!! آن هم در چند هفته! تو چقدر متفاوتی! (آنهایی که به زمین احساس تعلق می کنند می دانند من چه می گویم) دوستم که از نهال کوچک خیلی بلندتر بود گفت: "بهار دارد می آید! چرخه ای کوتاه و زیبا!" و من غرق در تماشا لبخند زدم!(هنوز نمی دانم موقع لبخند زدن چه شکلی می شوم!) ای کاش قیفاووسی ها یا هر مهمان دیگری که می خواهد برای اولین بار پا به زمین بگذارد، در بهار سربرسد. مطمئنم تا پایان چرخه طبیعی زندگیش اینجا خواهد ماند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم اسفند 1387ساعت 16:3 توسط Sky Watcher 5 milimetri |
|
|
زمین، ارض، Earth، گایا یک کره ی خاکی با ۱۲۰۰۰ کیلومتر قطر و ۵۱۰،۹۳۲،۱۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد. ۲۹ درصد سطح زمین را خشکی ها و بقیه را دریاها و اقیانوس های آب مایع تشکیل داده است. محیط زمین بر روی مدار استوا ۴۰۰۷۳ کیلومتر و روی مدار نصف النهار ۳۹۹۴۴ کیلومتر است. زمین از خورشید ۱۴۹،۵۹۷،۸۹۲ کیلومتر و از ماه ۳۸۴،۴۰۳ کیلومتر فاصله دارد و نور خورشید ظرف مدت ۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه به زمین می رسد.حرکت وضعی زمین که حرکت آن به دور خودش، حول قطب ها می باشد، شب و روز را بوجود آورده و یک دور آن ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۴ ثانیه طول می کشد. یک دور حرکت انتقالی زمین که حرکت آن حول محور خورشید، در یک مدار فرضی است، ۳۶۵ روز و ۶ ساعت و ۸ دقیقه و ۳۸ ثانیه طول می کشد. مدار استوای زمین نسبت به مدار حرکت انتقالی زمین به دور خورشید ۲۳ درجه و ۲۷ دقیقه قوسی اختلاف دارد که این امر باعث تغییر زاویه تابش خورشید در طول سال و در نتیجه تغییرات آب و هوایی در زمین می شود. جو زمین ۱۰۰۰ کیلومتر ارتفاع دارد که ۹۰ درصد آن در فاصله ی حداکثر ۳۰ کیلومتری سطح زمین می باشد و از ۷۸ درصد نیتروژن، ۲۱ درصد اکسیژن و کمتر از ۱ درصد آرگون تشکیل شده است. آب مایع به عنوان محیط و پایه حیات زمینی شناخته می شود و زمین تنها سیاره در منظومه خورشیدی است که شرایط نگهداری و پایداری آب در ۳ حالت گاز، مایع و جامد(یخ) را دارد. بیش از ۳۰ میلیون گونه ی جانوری در سراسر این کره زندگی می کنند که تنها ۷۵/۱ میلیون گونه از آنها تا به حال شناسایی و نامگذاری شده است و سالانه ۱۵۰۰۰ گونه جدید به طور متوسط شناسایی می شود. نیمی از گونه های شناسایی شده حشره می باشند که بیشترین جمعیت را در کره زمین دارند. گونه هوشمد و مترقی زیستی زمین، انسان ها می باشند که با بیش از ۷ میلیارد جمعیت در خشکی های زمین زندگی می کنند، نسبت جمعیت آنها به خشکی ها ۴۰ نفر در هر کیلومتر مربع است. با اینکه از نظر ساختار ذهنی و جسمی تفاوتی با هم ندارند اما از نظر رنگ در سه نژاد سفید، سیاه و زرد پوست یافت می شوند. آنها به صورت اجتماعی و با توافقاتی که آن را قانون میگویند به ۱۹۳ ملیت مختلف خود را تقسیم کرده اند و قلمرو های خود را در خشکی و دریا از هم جدا نموده اند. ادامه دارد.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم اسفند 1387ساعت 12:17 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
اولین بار که نام زمین به گوشم خورد را خوب یادم می آید، آن موقع حسابی کله ام بوی قرمه سبزی می داد و عاشق اکتشافات فضایی بودم، چند سالی بود که در مدرسه ی فضانوردی مشغول شده بودم و زمان آن رسیده بود که برای کارآموزی مرا به یکی از سیارات فرا قیفاووسی بفرستند. مغرور و خوشحال رفتم توی اتاق رئیس بخش که حکم کارآموزیم را بگیریم و چون شاگرد ممتازی بودم تقریبا مطمئن بودم که مرا جای خوبی خواهند فرستاد در همین فکر بودم که یکدفعه دیدم نوبت من شده است و آقای رئیس پاکت نامه ای را که نام محل کار آموزی من داخل آن نوشته شده بود به من داد با عجله آن را باز کردم، کاغذ کوچکی درون آن بود که چند، تا داشت، آن را باز کردم و سریع رفتم روی قسمت نام سیاره محل ماموریت: TGOC20096 ها!!!!!!!!!!! این دیگر کدام سیاره است، من نام 60 تا از بزرگترین و مهمترین سیارات فراقیفاووسی را به همراه تمام مشخصاتشان از بر بودم اما تا بحال این نام (نام که چه عرض کنم) را ندیده بودم. دنیا برایم تیره و تار شد، "این کدام سیاره ی دری و پیتی است که می خواهند مرا بفرستند" 'TGOC20096' حتی اسم هم ندارد و فقط یک کد از فهرست Tiny Galactical Objects Catalog "فهرست اجرام ریز کهکشان" است، آخه من چه گناهی کردم!!! توی همین حال بودم که یکدفعه یکی گفت: "زمین!" سرم را که بلند کردم دیدم آقای رئیس با یک لبخند مرموز جلوی من ایستاده، گفتم: "ببخشید چی فرمودین؟" گفت: "سیاره ی TGOC20096 را زمین هم می گویند." گفتم: "زمین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زمین دیگر کجاست؟" گفت:" زمین یک سیاره کوتوله ی خاکی است که به همراه ۷ سیاره ی دیگر به دور ستاره ی کاپا دجاجه که به آن خورشید هم میگویند می چرخد، میتوانی بقیه اطلاعات را در پرونده ببینی"
دیگر چیزی نگفتم و با ناراحتی به سمت در رفتم که یکدفعه آقای رئیس صدایم کرد و گفت: "کوچک ها گاهی از بزرگ ترین بزرگ ها زیباترند" "این عکس دورترین تصویری است که بشر از خانه ی خود زمین دارد و توسط سفینه ی بدون سرنشین ویجر ۱ از فاصله ی ۵/۶ میلیار کیلومتری زمین گرفته شده است" |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 21:25 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
امسال را سال جهانی نجوم نامگذاری کرده اند، البته جهانی به وسعت زمین!!!!!!
بنابراین قیفاووسی ها هم تصمیم گرفته اند برنامه هایی برای زمینی ها داشته باشند. یکی از این برنامه ها این است که به زمینی ها کمک کنند به جواب های سوال های اساسی ای که علم نجوم برای پاسخ به آنها بوجود آمده، فکر کنند؛ فکر نکنید که ما جواب این سوال ها را می دانیم! نه ما اصولا متواضع هستیم. و اما اولین و تخیلی ترین سوال: آیا ما در جهان تنها هستیم؟! ما قیفاووسی ها که در تمام جست و جوهایمان تا به امروز حتی یک باکتری زنده در جایی به غیر از زمین پیدا نکرده ایم چرا برسد به موجود هوشمند! اما یک چیز را فهمیدیم: اگر در تمام کیهان از هر ۱۰۰۰۰۰۰ ستاره فقط ۱ ستاره شبیه خورشید در اطرافش منظومه ای از سیارات داشته باشد و از هر ۱۰۰۰۰۰۰ منظومه ی سیاره ای فقط ۱ منظومه سیاره ای باشد که شرایط زمین را داشته باشد و از هر ۱۰۰۰۰۰۰ تا از این سیاره ها فقط در یکی از آنها حیات بوجود آمده باشد و از هر ۱۰۰۰۰۰۰ سیاره دارای حیات فقط در یکی حیات هوشمند بوجود آمده باشد در جهانی که تا به امروز کشف کرده ایم حداقل بیش از ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ حیات هوشمند وجود دارد.
به زبان دیگر اگر تنها از بین هر ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ستاره ای که در جهان است فقط یکی از آنها مثل زمین خانه ی موجوداتی هوشمند باشد، در جهان شناخته شده ما بیش از صد میلیارد تمدن وجود دارد. حالا دوباره می پرسم، آیا ما در جهان تنها هستیم؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 23:33 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
بسم الله الرحمان الرحیم "سخر لکم السماوات و الارض" The Universe, yours to discover
شاید امسال بهانه ای باشد برای رهایی از خویشتنمان و بازگشت به آنچه دلیل آفرینشمان بوده است! واقعا دلیل آفرینشمان چه بوده است؟!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 8:42 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
نویسندگان متشخص این وبلاگ شکیل در حال مطالعات اولیه بر روی اصول صحیح اداره ی وبلاگ هستند!
بنابر این تا پایان تحقیقات این عزیزان زحمتکش ما را معذور بفرمایید!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:25 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:14 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
داریم به میانه شهریور می رسیم، و این یعنی کلاس های دانشجویی نجومیمان تابستان امسال را هم پشت سر گذاشت. کلاس هایuniverse بیش تر از یک سال است که بر گزار می شود و در جلسه آینده تابستان 86 را نیز وداع می گوید و وارد یک ترم جدید می شود که پر است از دردسرهای تازه. نمی دانم امسال چه افراد جدیدی به آن پا خواهند گذاشت و یا چه کسانی خواهند رفت. ولی این را می دانم که یک sky watcher( 5 میلیمتری) خیلی خوشحال می شود وقتی ببیند که بعضی تلاش هایش به نتیجه رسیده و خیلی از کسانی که از او چیزهای نجومی زیادی می پرسند اگر ترشی نخورند در آینده یک چیزی می شوند!خدا را چه دیدی شاید یک زمانی هم پایشان را جا پای من گذاشتند و شدند یک sky watcher بزرگ!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 20:53 توسط Sky Watcher 5 milimetri |
|
|
خب، زندگی مجموعه ای از چرخه های منظم است. چرخه هایی ویرانگر و به همان اندازه سازنده. نمی دانم، بستگی دارد چطوری نگاهش کنی! دقیقا از زمانی که یک سحابی چنان مواد خود را به اطراف می پراکند تا به جای جایش این قابلیت را بدهد که قسمتی از یک ستاره شوند. یک ابر منسجم شکل می گیرد و پیوسته جذب می کند و جذب می کند، و بزرگ و بزرگ تر می شود و صبر می کند تا گرانش که آهسته آهسته رو به فزونی می رود ابر را متراکم و متراکم تر کند. یک پیش ستاره فعال و بعد یک ستاره جوان. فکر می کنم یک پیش ستاره باید صبر زیادی به خرج دهد تا بتواند به یک ستاره تبدیل شود. و بعد همان چیزی که باعث شده تا یک ستاره شکل بگیرد، به مرور زمان او را به سمت پیری رهنمون می شود. شاید سرخ تر و بزرگ تر. و سر انجام یک پایان قهرمانانه، انفجاری با شدتی خاص صورت می گیرد و دوباره... مطمئنم میلیون ها نفر در سراسر دنیا این چرخه را می دانند و تازه همه آن ها هم اسکای واچر نیستند! انگار طبیعت هم عادت کرده که تکرار کند و جالب تر از آن زمینیان هستند که عادت کرده اند تمام عادات طبیعت را هر روز با صدای بلند بیان کنند، آن ها را با هم مقایسه کنند و نتیجه اخلاقی هم بگیرند!اما من فکر نمی کنم خود آن ها بدانند در آن لحظه واقعا در کدام چرخه طبیعت گیر افتاده اند! عجب دانشی! البته من که یک اسکای واچر زمینی هستم(و به تک ستاره ی مان خورشید ارادت خاص دارم) هیچ وقت فکر نمی کردم که کنار یک ستاره دیگر مثل حوالی دلتا قیفاووس هم اوضاع همین قدر طبیعی باشد! ولی باز جای شکر دارد که من یک ناظر دقیقم و مثل ستاره ها نیازی به طی کردن چرخه های چند میلیون ساله ندارم وگرنه خیلی آرام و بی سر و صدا می شدم! اما متاسفانه ما هم محدودیت هایی داریم! مثلا اهمیت ندارد که کدام چشمی مان را بگذاریم و بخواهیم رصد کنیم. درست است که ستاره ها در محدوده های آسمان اجرام پرنوری هستند که دیده می شوند ولی یک ستاره همیشه یک ستاره است. یک نقطه کوچک نورانی. و هیچ اسکای واچری در هیچ کجای دنیا نمی تواند ادعا کند یک چشمی 1 میلیمتری گذاشته(با توجه به قطر دهانه تلسکوپ وکیفیت تصویر!) و ستاره رابزرگ تر دیده است! این اعجاز فاصله است! دوری راه و فواصل طولانی عامل قدرتمند و تاثیرگذار طبیعت است که اجازه نمی دهد هیچ اسکای واچری در این یک مورد درشت تر ببیند! بنابراین اسکای واچرهای عزیز، من فکر نمی کنم برای دیدن ستاره ی سرزمین دلتا قیفاووس در آسمان احتیاج به دقت زیاد یا بزرگنمایی بالا داشته باشیم، او هم همچون بقیه اعضای صورت فلکی زیبایش هزاران سال است که در آسمان می درخشد و اگر چرخه اش اجازه دهد هزاران سال دیگر هم خواهد درخشید! یک نقطه ریزه میزه و نورانی! سلام دلتا قیفاووس! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 20:39 توسط Sky Watcher 5 milimetri |
|
|
اینجا دلتا قیفاووس است. اینجا ثروت قناعت، شرط لیاقت و خوشبختی در صداقت است. مردمان اینجا از خاکند اما به خصلت نور، بر زمینند اما آسمانی و انسانند اما در کسوت فرشتگان. اینجا دلها به وسعت دریا های زمین است و از این رو آسمان رنگ دلها را به خود میگیرد، اینجا همه یکدلند و دریا بیکران است. اینجا دلتا قیفاووس است. مردمان اینجا شادی را با اشک جشن می گیرند و سبک دل به پیشواز عادت های نو میروند یا شاید بهتر بود می گفتم مردم اینجا عادت را نمی شناسند. اینجا دلتا قیفاووس است. ستاره ی اینجا معلم مردمانش است. بزرگیش گشاده دستی را، سرخیش عشق را و گرمایش صفا را به مردمان اینجا آموخته است. ستاره ی ما بزرگتر از خورشید است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 8:13 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
داستان تاریخ علم ایران حکایت غریبیست از اوج ها و فرود ها! مهجور با غباری که روی آن را پوشانده ملتمسانه چشم به راه ره گذری است که آن را نه سر سری بلکه با دقتی در خور ورق بزند! بسیار احمقانه خواهد بود اگر ادعا کنم که می توانم شایسته بدان نظری بیندازم، اما به کوشش پریشان گویی هایی خواهم کرد از سر شاگردی، به امید بخشش اهل فن! (این کار جسارت میخواهد که از آنجا که من یک دلتا قیفاووسی هستم و در زمین مصونیت قضایی دارم خب چرا که نه: بسم الله!!!)
در دانش و فنآوری یکی از مهمترین مسایل ارث است، اینکه ملتها بتوانند دانش های همدیگر را به ارث ببرند آنها را در سرسره ای از پیشرفت های علمی قرار خواهد داد، ما در گذشته جهانی کند و ساده داشتیم! کند از آن جهت که از پیشرفت های علمی گرفته تا رشد در تمام ابعاد زندگی آدمی به کندی انجام می گرفته و هر گونه تغییر احتیاج به زمان داشت و ساده از آن حیث که قواعد حاکم بر این زندگی و تغییرات آن از اصل سادگی پیروی میکردند. (کندی و سادگی را می توان از مزیت های زندگی گذشتگان دانست!!!) به این موضوع بر میگردیم پس با مسئله ی ارث ادامه بدهیم، عوامل مختلفی در ارث بردن ملتها تاثیر دارد که مهمترین آنها موقعیت سیاسی و جغرافیایی آنها است. پس حتما میتوانید حدس بزنید در ادامه چه می خواهم بگویم!... بله ایران از این دو حیث در موقعیت ممتازی( امممم... ممتاز همیشه معنای مثبت ندارد!!!) قرار داشت. هیچگاه نمی توانیم جریانات تاریخی را به صورت گسسته و مقطعی بررسی کنیم اما به هر حال با دانستن این مطلب میتوانیم با نگاهی به تاریخ دو زمان را بیابیم که می توانست شرایط ما را داشته باشد: اول در زمان هخامنشیان که قلمرو ایران گستردگی منحصر به فردی داشته است میتوانیم بگوییم که موقعیت سیاسی ایران باعث ورود دانش های مردمان نقاط دوردست زمین به بخش مرکزی این حکومت می شد و قطعا در آن زمان این کار تجارت پر سودی برای همه ی ملل جهان بوده است چون متحد شدن قوم های مختلف و قرار گرفتن همه ی آنها در زیر یک پرچم برای مدت نسبتا طولانی یک واقعه عادی و تکرار پذیر بشمار نمی آید. در اینجا بود که ایرانیان دانش تمدن های رو به انقراض و انحطاط از جمله مصر باستان و شرق اسرار میز را به ارث بردند. دوم در دوره اسلامی، این دفعه موقعیت جغرافیایی ایران نقش اصلی را بازی کرد ایران به عنوان دروازه شرق و سه راهی غرب و شمال نقشه های جغرافیایی آن زمان، در مرکز سرزمین های پهناور مسلمانان قرار میگرفت. بقیه داستان را خودتان میتوانید حدس بزنید!!! فقط قبل از اینکه قسمت اول را به اتمام برسانم یک نکته ی کنکوری: قصد من از نوشتن درباره ی نقش پیشینیانمان در پیشرفتی که اکنون به آن رسیدیم این نیست که بگویم ما گذشته ی درخشانی داشتیم و غربی ها همه چیز را از ما یاد گرفتند و حالا سروری می کنند!!! چون اگر بخاطر این موضوع باشد نوشته های من هیچ سودی ندارد... ما فقط می خواهیم مروری هوشمندانه بر تاریخ گمشده ی سرزمینمان داشته باشیم تا ببینیم که گذشتگان ما که بیشتر احساس خوشبختی می کردند چگونه میاندیشیدند! پس تا قسمت بعد...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 3:7 توسط دلتا قیفاووس |
|
|
صفحه نخست آرشیو اولین پست را بخوانید |
| درباره وبلاگ |
|
این یک وبلاگ نجومی است!
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| نویسندگان |
|
دلتا قیفاووس Sky Watcher 5 milimetri |
| پیوندها |
|
آسمان توس شاخه آماتوري انجمن نجوم ايران ستاره شناسی برای پارسیان |
|
RSS
|